در دوره بحران، اگرچه بخش عمدهای از شبکه نیکوکاری توانسته تداوم خدمترسانی را حفظ کند، اما تصویر دادهها نشان میدهد این تداوم برای همه سازمانها یکسان نبوده است: ۶۵.۷٪ از سازمانها (حدود ۹۲ سازمان از ۱۴۰) به فعالیت خود ادامه دادهاند، ۲۷.۹٪ (حدود ۳۹ سازمان) در وضعیت نیمهفعال قرار گرفتهاند و ۶.۴٪ (حدود ۹ سازمان) غیرفعال شدهاند؛ در همین حال، حتی میان سازمانهای فعال نیز سهم قابلتوجهی از خدمات بهصورت «ارائه محدود» گزارش شده است. این یعنی خدمات بهطور کامل متوقف نشده، اما بسیاری از برنامهها با کاهش دامنه، فرکانس یا کیفیت مواجه بودهاند؛ وضعیتی که هم پیامد مستقیم آن کاهش ظرفیت عملیاتی و دسترسی جوامع هدف به خدمات است و هم میتواند در بلندمدت اثرات جدیتری بر گروههای آسیبپذیر باقی بگذارد.
وضعیت سرمایه انسانی سازمانها
وضعیت روحی سرمایه انسانی سازمان، نیازمند توجه ویژه است
نزدیک به ۴۴٪ از سازمانها وضعیت روحی «نامساعد» را گزارش کردهاند؛ بنابراین آسیب روانی و فرسودگی یکی از پررنگترین ریسکهای عملیاتی در دوره بحران بوده است.
اندازه سازمان تأثیر مستقیم و قاطع بر وضعیت روحی نشان نمیدهد؛ فشار روانی بحران تقریباً در تمام سطوح سازمانی محسوس بوده است. در واقع، درصد وضعیت روحی «بد» در سازمانهای بزرگ (۴۰٪) تقریباً با سازمانهای کوچک (۴۰.۶٪) برابر است. این موضوع نشان میدهد فشار روانی ناشی از بحران، مستقل از ساختار و منابع مالی، تمام لایههای اکوسیستم نیکوکاری را درنوردیده است.
همچنین سازمانهایی که با کودکان و جوانان کار میکنند، فشار روانی بیشتری گزارش کردهاند





